بازدید : 22 مرتبهیک عدد مامان تنبل سلام میکنه عشقدونهاین روزها سرم گرم چرم دوزی شده و زیاد وقت آزادندارم،شماهم اصلا عقب نمی مونی و هر کاری که میخوام بکنم پیش قدمی و دلت میخواد انجام بدی،خلاصه مادر دختری کار می کنیمیه وقتهایی هم البته خسته میشی از کار من،میگی بیا بازی و قربونت برم خستگی ناپذیری،معمولا هم دوست داری تو اتاق ما یا خودت بازی کنیم چون میدونی اونجا شش دنگ حواسمون به بازی و شماستتازگیا برای بازی بابا رو بیشتر از مامان قبول داری چون بابا به بازی بیشتر هیجان میده ولی با من معمولا نقاشی وکاردستی و اینجور کارها رو دوست داری،بازی جدیدمون ململه(معلم)بازی هست،یه کاغذ چسبوندیم بالای تختمون و به نوبت معلم و بچه ی مدرسه میشیم(بچه ی مدرسه از کلماتی که خودت ساختی)یه بار رفتیم پارک و یه میوه کوچولوکاج پیداکردی میگی بیا ببین برات آبلابو آوردم(آلبالو)بابا بهت میگه بگو خانم معلم آلبالو داد،میگی خانم ململه آبلابو داداین ماه به خاطر فوت عموی بابا مرتضی 4 روز کیاکلابودیم خدا رحمتش کنه شوکه شدیم از فوتشون،اون روزی که راه افتادیم صبح خیلی زود بود و یک ساعتی تو ماشین خوابیدی و دیگه نخوابیدی و منم ک
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: محمد مرادیان
تاريخ: پنجشنبه
28 بهمن
1395 ساعت: 22:03